11-07-2009, 04:32 PM
Belder نوشته:phoenix353 نوشته: چه کار خوبی ... مامان من وقتی من شش سالم بود به جای اینکه بگه این نقطه های براق اگه بخوابی بهت جایزه میدن شبها قبل از خواب یه داستان از صورتهای فلکی رو تعریف می کرد... از برساوش قهرمان با اسبش پرسئوس که به جنگ قیطس میره تا آندرومده آ رو نجات بده تا هرکول و تغییر سرنوشتش... گاهی شبها بعضی از این داستانها رو زیر اسمون شب با نشون دادن ستاره های صورتهای فلکی اش برام تعریف می کرد... تو عالم بچگی محو داستانها بودم اما هیچ وقت تا به امروز اون داستانها و جای صورتها رو فراموش نکردم. :wink:چیییییییییی! hock:
خوش به حالت مادرت عجب تفکری داره!
من اگه جای سنگ اندازی زیر پام و منع کردنم از نجوم یه مادری مثل مادر تو داشتم الان رییس کل ناسا بودم
خوب شما با وجود ممانعت رفتی سراغ ستاره شناسی این یعنی که عاشق شناخت آسمونی... مادر من مثل همه ی مادر ها خودش یه ستاره است... و مثل همین عزیز خوب (Roshan)که به فکر هدایت فرزندش برای درک عمیق و فهمیدن ناشناخته هاست.