06-28-2011, 12:32 PM
آقا این خاطره واسه دیشبه.
قبلش اینو بگم که توو کوچمون دارن یه آپارتمان میسازن.
ساعت 10:30 ، 11 بود داشتم میرفتم خونه. توو کوچمون که رسیدم یه لحظه محو آسمون شدم(در حال راه رفتن).
داشتم تلاش میکردم قوس رو از بین آپارتمانا پیدا کنم. :roll: نگو جلوی اون آپارتمانه یه کامیون شن خالی کرده بودن.
توو عمق آسمون بودم که حس کردم صورتم داره به زمین نزدیک میشه.
hock: رفته بودم توو شن. :x خودمو نجات دادم ولی گوشی و کاغذام و ... زخمی شدن. خدا را شکر که کسی توو کوچه نبود آبروم بره.
:lol:
:lol:
قبلش اینو بگم که توو کوچمون دارن یه آپارتمان میسازن.
ساعت 10:30 ، 11 بود داشتم میرفتم خونه. توو کوچمون که رسیدم یه لحظه محو آسمون شدم(در حال راه رفتن).
داشتم تلاش میکردم قوس رو از بین آپارتمانا پیدا کنم. :roll: نگو جلوی اون آپارتمانه یه کامیون شن خالی کرده بودن.




