06-03-2011, 07:58 PM
سلام... خب اولین خاطره ی من هم اینه :
من کلا زیاد آسمونو م میدیدم ولی تجربشو با یک تلسکوپ نداشتم. ( یک تلسکوپی هست ولی خب زیاد خوب نیست!!)
بعد دوستمم مثه من . یه روز رفته بودم خونه ی دوستم و فهمیدم که تلسکوپ خریده. ما هم خیلی با شوق و ذوق یک ساعت قبل غروب آفتاب رفتیم بالا پشت بومشون.... اول گذاشتیم یکم آسمون تاریک بشه :!: بعد یک چیزی در اومد... هر چی سعی کردیم که نتونستیم اونو ببینیم!! و تنها چیزی که دیدیم چراغای خیابونا بود
وقتی هم که تاریک شد ----> :? آخه میترسیدیم از بالا پشت بوم بیفتیم واسه همین رفتیم تو حیاط...! وقتی دیگه داشتیم نا امید میشدیم فهمیدیم چشمی ها رو نذاشتیم :roll: بعد باز چشمی ها رو گذاشتیم.... یه ستاره ی آبی دیدیم!! خیلی خوشحال و شاد و خندان بعد دریافتیم که انتن بوده این نور آبی
hock: بعد از مدتها تلاش هم 3 تا ستاره رصد کردیم!!
ولی واسه اولین رصد جالب بود
من کلا زیاد آسمونو م میدیدم ولی تجربشو با یک تلسکوپ نداشتم. ( یک تلسکوپی هست ولی خب زیاد خوب نیست!!)
بعد دوستمم مثه من . یه روز رفته بودم خونه ی دوستم و فهمیدم که تلسکوپ خریده. ما هم خیلی با شوق و ذوق یک ساعت قبل غروب آفتاب رفتیم بالا پشت بومشون.... اول گذاشتیم یکم آسمون تاریک بشه :!: بعد یک چیزی در اومد... هر چی سعی کردیم که نتونستیم اونو ببینیم!! و تنها چیزی که دیدیم چراغای خیابونا بود


ولی واسه اولین رصد جالب بود

آرزو کن به اندازه ی تلاشت یا تلاش کن به اندازه ی آرزو هات............