رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدیمی ترین نورهای کیهانی
#1
کیهان شناسان برای نخستین بار یک جزء گریزپا را در «پس زمینه میکروموج کیهانی» (CMB) کشف کردند.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این جز که «قطبش B-mode » نام دارد، از بزرگنمایی گرانشی یا همان خمیدگی نور توسط ساختارهای عظیم به هنگام عبور آن از خلال کیهان، ناشی می شود.
نتایج این موفقیت مبتنی بر ترکیبی از داده های «تلسکوپ قطب جنوب» و رصدخانه فضایی هرشل متعلق به آژانس فضایی اروپا است.
این کشف یک دستاورد بزرگ در راستای کشف احتمالی نوع دیگری از سیگنال B-mode در CMB قطبی شده به شمار می آید. B-mode قطبی شده سیگنالی است که توسط امواج گرانشی در کمتر از یک ثانیه پس از آغاز جهان تولید شد.
پس زمینه میکروموج کیهانی قدیمی ترین نوری است که تقریبا بدون مانع در خلال جهان سیر کرده و شامل دریایی از اطلاعات در خصوص منشا و ماهیت کیهان است.
فوتون های ناشی از CMB، در طول سفر، با انبوهی از کهکشان ها و خوشه های کهکشانی مواجه و توسط این تراکم های بزرگ ماده شکسته شده اند.
این پدیده که بزرگنمایی گرانشی نام دارد، تحریف ظریفی را بر روی الگوی CMB که جزئیاتی در خصوص توزیع در مقیاس بزرگ سازه در جهان کدبندی می کند، نشان می*دهد.
در سال های اخیر، کیهان شناسان علامتی از بزرگنمایی گرانشی را بر روی دمای CMB با استفاده از داده های حاصل از آزمایش های زمین محور و فضامحور شناسایی کرده اند. این داده ها شامل تصویری کامل از اثر بزرگنمایی گرانشی است که با استفاده از ماهواره پلانک آژانس فضایی اروپا بدست آمد.
بخش کوچکی از CMB قطبی می شود و بزرگنمایی گرانشی همچنین بر این بخش از سیگنال اثر می گذارد. در حقیقت، CMB قطبی شده گنجینه غنی تری از سیگنال غیرقطبی شده برای استفاده در تفحص گذشته کیهان بود.
هم اکنون تیمی از کیهان شناسان که در حال مطالعه CMB قطبی شده هستند، در آن ویژگی بزرگنمایی گرانشی را شناسایی کرده اند و احتمال های جدیدی را برای بررسی توزیع ماده در کیهان باز کرده اند.
این نخستین کشف بخش دوم گریزپای قطبش CMB به نام B-modes است.
این مطالعه بر اساس ترکیب داده های SPTpol، دریافت کننده حساس به قطبیش بر روی «تلسکوپ قطب جنوب» (SPT) بنیاد ملی علوم امریکا و ابزار رصدخانه فضایی هرشل است.
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم * موجیم که آسودگی ما عدم ماست
پاسخ
#2
مقاله ای جدید در سایتِ Arxiv پست شده که ایده ی «ستاره ی پلانک ازسیاه چاله ظهور میکند» را ارائه می دهد. این اجرام فرضی نمی توانند ستاره باشند، بلکه نورهایی هستند که پس از مرگ یک سیاه چاله به وسیله ی تابشِ هاوکینگ ساتع می شوند. این مقاله مورد بازبینی قرار نگرفته است اما ایده ی جالبی را همراه با یک تستِ شهودی ارائه می دهد.

به گزارش بیگ بنگ، وقتی یک ستاره ی بزرگ به اواخر عمر خود نزدیک می شود بصورت یک ابر نواختر (سوپرنوا) منفجر می شود و این امر موجب می شود هسته ی این ستاره به یک سیاهچاله تجزیه شود. در مدل سنتیِ سیاه چاله، مواد به حجم هایی بی نهایت کوچک تجزیه می شوند که تکینگی نامیده می شود. البته این امر نظریه ی کوانتوم را در نظر نمی گیرد. اگرچه نظریه ی کاملی در مورد جاذبه ی کوانتوم نداریم، چیزهای کمی در این باره می دانیم.

یک مسئله این است که سیاهچاله ها تا ابد باقی نمی مانند. به دلیل نوساناتِ کوانتومی در نزدیکیِ افق رویدادِ یک سیاه چاله، سیاهچاله تابشِ هاوکینگ را از خود منتشر می کند. در نتیجه، این سیاه چاله در هنگام انتشارِ تابش به تدریج جرم خود را از دست می دهد. میزان تابشِ هاوکینگ در یک سیاهچاله با اندازه اش نسبتِ عکس دارد، بنابراین، با کوچکتر شدن سیاهچاله، میزان بیشتری از تابش هاوکینگ را از خود منتشر می کند تا زمانیکه که در نهایت تابش تمام شود.

از آنجایی که سیاه چاله ها تا ابد باقی نمی مانند، استیون هاوکینگ و افراد دیگر بیان کردند که سیاهچاله ها فاقد افق رویداد هستند اما یک افقِ واضح دارند. این امر به این معنی است که مواد موجود در یک سیاهچاله به یک تکینی تبدیل نمی شوند. نویسندگان بیان می کنند بجای اینکه مواد موجود در یک سیاهچاله به تکینگی تبدیل شوند، تا اندازه ی یک تریلیونمِ متر تجزیه می شوند. در این نقطه، چگالی مواد به اندازه ی چگالی پلانک است. وقتی زندگی سیاهچاله به پایان می رسد، این «ستاره ی پلانک» ظهور پیدا می کند.

از آنجاییکه چگالی این ستاره به اندازه ی چگالی پلانک است، در یک طور موجِ معین از پرتوهای گاما تابش می کند. بنابراین اگر این ستارگان وجود داشته باشند، تلسکوپِ پرتو گاما قادر است آنها را رصد کند. البته این امر هنوز در حد یک فرضیه است. تاکنون هیچگونه شواهد عینی در مورد وجود چنین ستاره ی پلانکی یافت نشده است. هرچند، این راه حل برای بخشِ متناقضِ سیاهچاله ها جالب است.

منبع : «ستاره ی» پلانک از سیاه چاله ظهور می کند؟
جهان های حبابی
پاسخ
#3
دانشمندان مرکز علوم اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین،طی نشستی خبری از کشف تاریخی نخستین شواهد مستقیم از انبساط کیهان در نخستین لحظات تولد جهان خبر دادند. این موفقیت تاریخی شواهد قطعی از «بیگ بنگ» را نشان می دهد.
به گزارش بیگ بنگ، دستاورد تازه اخترفیزیکدانان آمریکایی در مشاهده امواج گرانشی نخستین در ۱۳.۸ میلیارد سال پیش حاصل سه سال بررسی دقیق نجومی است که می تواند چهره کیهان شناسی و فیزیک ذرات بنیادی را دگرگون کند و در نهایت جایزه نوبل را برای آنها به ارمغان بیاورد. این کشف جدید با استفاده از تلسکوپ بایسپ در قطب جنوب انجام شده است. این تلسکوپ آسمان را در طول موج های فروسرخ می کاود. جایی که احتمالا ردپایی از اثر امواج اولیه گرانشی یافته است. امواجی که در نخستین لحظات پیدایش جهان، پس از بیگ بنگ به وجود آمده اند و می توانند اطلاعات مهمی درباره ی پیدایش کیهان در اختیار دانشمندان قرار دهند.

امواج گرانشی تغییرات فضا-زمانی هستند که اجرام در حال حرکت آن ها را به وجود می آورند. هرچند آلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۶ آن ها را پیش بینی کرد، اما دانشمندان موفق به کشف آن ها نشده بودند. زیرا این امواج با ماده واکنش بسیار ناچیزی دارند. این واکنش ضعیف بیان می کند که امواج گرانشی پاسخ های ارزشمندی از جهان هستی با خود به همراه دارند. این امواج به شکل وسیعی به سوی ما در حال گسترش اند و این انبساط درست از ۲۴-^۱۰ ثانیه پس از بیگ بنگ آغاز شد. اما پرتوهای الکترومغناطیسی ای که می توان آن ها را آشکارکرد (تابش میکرو موج کیهانی) ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ بنگ به وجود آمدند. در همان زمان بود که نور نیز شروع به گسیلش کرد. در نظریه های بیگ بنگ و تورم (زمان کوتاه فرا انبساط) پیش بینی شده است که دینامیک انبساط جهان، امواج گرانشی اولیه را به وجود آوردند.
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم * موجیم که آسودگی ما عدم ماست
پاسخ
#4
خیلی مبحث دلچسبیه
پاسخ
#5
دوس داشتم مطلبو
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان